خاطرات نوروز 93
سلام عشق مامان دومین بهار زندگیت مبارک.امیدوارم سال بسیار بسیار خوب و شادی داشته باشی و همچنین همه کوچولوها. امسال هم روز سال تحویل مثل پارسال کلی بهونه گیری کردی و نق زدی،طوری که داشتی اشکمو در میاوردی برای 1 ساعتی فرستادیمت پایین خونه عمه وقتی برگشتی خدارو شکر اخلاقت خوب شده بود.بعد از تحویل سال رفتیم خونه مامان جون و باباجون و بعد هم خونه مامانی و بابایی.آخر شب هم یه سری خونه عمه سمیه زدیم.هر روز یا خونه مامان جون بودیم یا خونه مامانی چون اونجاها کلی مهمون میاد.یه وقتایی هم میرفتیم عید دیدنی.فقط روز سوم مهمون داشتیم و خونه بودیم. روز 7 فروردین به اصرار خاله زهره باهاشون رفتیم مسافرت(یزد)شب اول اردکان موندیم ،ارده خریدیم استراحت کردی...







