درسادرسا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره

درسا وروجک مامان و بابا

نی نی عمه سمیه

عشق مامان سلام سه شنبه 11 شهریور نی نی عمه به دنیا اومد.علاقه زیادی به عمه داری به همین دلیل فکر میکردیم خیلی اذیت بشی.ولی خدا رو شکر با این قضیه خوب کنار اومدی البته صحبتهای من با شما قبل از تولد مهرزاد جون باعث شد که دختر گلم فهمیده و منطقی برخورد کنه.تا یه حدی حسودی میکنی که البته برای سن شما خیلی عجیب نیست.مثلا وقتی که مامان رقیه مهرزادو بغل کرده بود میگفتی:بغلش نکن. وقتی عمه از بیمارستان اومد بهش گفتی:عمه تو دُدا بودی؟(کجا بودی؟) نی نی تو دَآودی؟(نی نی تو در آوردی؟) یک روز عمو حمید داشت شمارو میبرد خونه مامان مریم بهش میگفتی:من دودولو بودم شیر مامانمو اودم بو بو اُدم،نی نی هم شیر عمه رو می اُوره بو بو میشه.(من کوچولو بودم ...
17 شهريور 1393

اولین شهربازی

سلام عزیزم یکشنبه 2 شهریور برای اولین بار شمارو بردیم شهربازی.بعد از اینکه از بازی بادی اومدی بیرون یک وسیله برقی(صندلی پرنده)سوار شدیم.وقتی تموم شد میگفتی:دولابه.(دوباره)ولی من سرم گیج میرفت و ترسیدم شما رو وسیله دیگه ای سوار کنم. ...
5 شهريور 1393

جمعه31 مرداد

سلام گل نازم جمعه  31 مرداد رفتیم ییلاق تا شما آزاد باشی و دور بزنی بازی کنی.کارای جدید انجام دادی مثل بالا رفتن از درخت،چیدن بادام و گردو از درخت و شکستنشون با سنگ.   در ضمن شنبه اول شهریور هفتمین سالگرد عقد من و بابا بود،به همین مناسبت به کمک درسا کیک پختیم بردیم خونه باباحاجی. روز دوشنبه بابا شما رو برد آرایشگاه و موهاتونو کوتاه کرد.عکسش رو بعدا میذارم. ...
5 شهريور 1393

تهران عروسی+یک اتفاق بد

سلام نور چشمم جمعه 24 مرداد عروسی یکی از اقوام بود تهران.ما هم تصمیم گرفتیم یک روز زودتر بریم تا من بتونم خرید کنم.پنجشنبه رفتیم بعدازظهر همراه دخترعموم رفتن خرید ولی برای خودم هیچی نخریدم فقط برای دخملی خرید کردم.جمعه حاضر شدیم برای عروسی ساعت 6:30 از خونه رفتیم بیرون چون شما شب قبل دیر خوابیدی و صبح زود بیدار شدی داخل ماشین خوابت برد و وقتی هم رسیدیم شما هنوز خواب بودی بابا داخل ماشین از شما مراقبت کرد تابیدار شدی.داخل تالار هم دختر خوبی بودی یه مقدار رقصیدی و کلا در حال راه رفتن بودی. آخر شب بعد از خداحافظی جلوی در عمو محمدرضا رو دیدی رفتی بغلش،بهت گفتم بیا بریم نیومدی و عمو محمدرضا گفت من میارمش.من از پله ها رفتم پایین.جلوی در خروجی ک...
26 مرداد 1393

هجدهمین دندون

سلام دخترم جوونه زدن دندون هجدهمت مبارک عشقم.البته چند روزی هست نیش زده.دندون آسیاب کوچک دوم سمت راست فک پایین.                                                                                  ...
26 مرداد 1393

هفدهمین دندون

فرشته کوچولوی مامان سلام مدتها انگشتت رو میبردی داخل دهنت و گاز میگرفتی یا پشت دستت رو گاز گاز میکردی یه وقتایی میگفتم بیا دست مامانو گاز بگیر دلم نمیومد ببینم از درد داری خودتو گاز میگیری،آخه خودتو گاز میگرفتی بیشتر دردم میومد. امروز که داشتم دندونای شما رو بررسی میکردم دیدم بله دندون دخملی نیش زده،به امید دیدن این دندون هر روز دندوناتو بررسی میکردم. دندون آسیاب کوچک دوم سمت چپ فک پایین. مبارکه دخملی. عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم.عمرمیییییییییییییییییییییییییییییییی.جونمییییییییییییییییییییییییییییییییییی.نفسمییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.همه زندگی مامانی.           &n...
21 مرداد 1393