بعد از تاخیر طولانی
سلام نازنینم
اول معذرت خواهی بابت این همه تاخیر که البته یکی از دلایل اصلیش خودتی چون هر وقت بیدار باشی اصلا نمیذاری بشینم پای لب تاپ فوری میای اینقده ماما ماما میکنی تا بغلت کنم اونوقت شروع میکنی کوبیدن رو صفحه کلید،وقتی هم که خوابی یا هزارتا کار دارم انجام بدم یا خودمم خوابم میاد.همچنان شبها خیلی شیر میخوری و حسابی منو کفری میکنی.نمونه اش همین امشب بود که حدود نیم ساعت منو مکیدی دیگه داشت اشکم در میومد به زور ازت گرفتم چند تا غلت زدی خوابیدی.با بابا تصمیم گرفتیم بعد از عید از شیر بگیرمت هورا دیگه راحت میشم.
از سه شنبه تا جمعه هفته پیش(22بهمن تا 25 بهمن)رفتیم تهران.رفتنی بد خواب شده بودی خیلی اذیت کردی نمی خواستی تو ماشین بشینی کلاه سر میکردی و دستگیره در رو میکشیدی باز کنی بری پایین دو سه باری پیاده شدیم قدم زدی بازی کردی تا برسیم.آهنگ هایی رو هم که دوست نداشتی میگفتی نه نه نه یعنی بزن بعدی.اکر هم نمیزدیم گوشاتو میگرفتی نشنوی !!!!
وقتی تو خیابون راه میرفتیم مردم رو با دست میزدی کنار تا بتونی رد شی یا از لا بلای مردم مثل موش میرفتی.مغازه ها رو نگاه میکردی یه وقتایی هم یه چیزایی نشونم میدادی و در موردش صحبت میکردی.
عاشق راه رفتن و دویدنی،من و بابا هم باید تند تند پشت سرت میومدیم تا یه وقت نخوری زمین.
(در ضمن همین الان دوباره پاشدی اومدی میگی ماما تازه لبخند هم میزنی،آخه بچه منو تورو به زور خوابوندم چرا دوباره بیدار شدیییییییییییییی؟؟؟؟)
این چند روز مزاحم عموم بودیم.شبها که عمو جون ورزش میکرد شما هم میرفتی کنارش ورزش میکردی.نمیذاشتی تا دیر وقت بخوابند حسابی شیطنت میکردی البته دختر عموها و زنعمو هم بدشون نمیومد.وقتی هم می خواستیم بیایم میگفتند درسا رو همین جا بذارید نبریدش.
این هم وقتی که آهنگ رو دوست نداشتی گوشاتو گرفتی.


این چند روز نه وقت نه حوصله عکس گرفتن داشتم فقط همین ها رو و یه فیلم ازت گرفتم.
الان هم می خوام برم بخوابم تا دوباره پا نشدی بیای.سعی میکنم پست های بعدی رو زودتر بنویسم و بیشتر در موردت بگم.


بعد از تاخیر طولانی
