عکس هایی از درسا
سلام وروجک مامان چند تایی از عکسات رو که فراموش کرده بودم در این پست میذارم. خونه مامان جون(مامانِ بابا) از برگهایی که رو زمین ریخته بود خوشت اومده بود ،روی برگها راه میرفتی و از صدای خش خشش لذت میبردی. خونه مامان جون گندم دیدی دیگه بی خیال نشدی زیر انداز انداختیم بازی کنی ولی شما یواش یواش گندم ها رو تو کل اتاق پخش کردی.یک روز دیگر هم مامان جون نخود خریده بود یه لحظه از شما غافل شدیم پلاستیک رو برداشتی بردی تواتاق پاره کردی و ریختی. دمپایی و کفش بزرگتر از خودت رو میپوشی و راه میری البته یک لنگی. هم وقت غذا خوردن،شیر خوردن،بازی کردن و هر کار دیگه ای حتما باید پتوت تو بغلت باشه.ای...







