درسادرسا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

درسا وروجک مامان و بابا

تولد یک سالگی

   سلام عشق مامان تولدت مبارک. روز چهارشنبه 14 تیر 91 ساعت 4:40 دقیقه بعد از ظهر فرشته کوچولومون به دنیا آمد.                                 امروز روز تولد توست و من بیش از پیش به این راز پی میبرم                          که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی.                    ...
18 تير 1392

دخترم در 11 ماه و 26 روزگی

وروجکم امروز یه کار بامزه انجام دادی،با یک دستمال در حال تمیز کردن کابینت بودم شما اومدی جلوم نشستی گفتی مَ مَ مَ دستت رو هم سمت من دراز کردی،متو جه شدم که میگی بده من.دستمال رو دادم دستت تا 10 دقیقه نشسته بودی یه تیکه رو تمیز میکردی.   یکی از کابینت ها رو ریختی بیرون و رفتی داخلش نشستی.   گوشی تلفن رو میگیری دستت و یه سر صحبت میکنی امروز گوشی به لباست گیر کرده بود،اینقده بامزه عصبانی شده بودی. عاشقممممممممم نفس مامان. ...
11 تير 1392

5 روز تا یکسالگی

سلام زندگی مامان 5 روز مونده تا شما 1 ساله شی و حسابی شیطون شدی یه لحظه آروم و قرار نداری یه سره در حال فعالیتی.5 روز مونده تا یکسالگیت هنوز راه نمیری ولی چار دست و پا کل خونه رو زیر پا میذاری. از مبل و میز و صندلی و هر چی بتونی بالا میری. نگاه کن چه جوری رفتی بالا،خاله فقط مواظب شما بود.   اتل متل توتوله بازی میکنی.لی لی حوضک و کلاغ پر رو هم خیلی وقته انجام میدی. از اعضای بدن چشم ،بینی،دندون،گوش و شکم رو نشون میدی. ماما میگی به بابا هم میگی با،پوف میگی و وقتی به چیزی میگیم دست نزن خطرناکه پشت سر هم میگی بو بو بو انگشت اشاره ی نازت رو هم میاری بالا تکون میدی.البته هر کلمه ای رو زیاد تکرار کنم اولش رو میگی م...
10 تير 1392

این چند روزمون

سلام عزیز دلم اول ببخشید که دیر به دیر میام یه دلیلش شیطنت شماست ویه دلیلش هم تنبلی خودم. جمعه 31رخرداد رفتیم تهران نامزدی پسر عموم حسابی به شما خوش گذشت کلی دس دسی کردی و رقصیدی یه سره سمت محل رقص اشاره میکردی و میخواستی بری جلو.شنبه 1 تیر رفتیم سها که شما از قبلش شروع کردی نق نق و جیغ زدن اونجا هم کلی ما رو اذیت کردی.روز بعد هم که خونه عمه فریده بودیم حسابی با جیغ کشیدن و گریه هات من کلافه کرده بودی دیگه داشتی اشکمو در میاوردی البته همه رو کلافه کردی.از شیطنت نمی خوابیدی می خواستی بازی کنی ولی خسته بودی نق میزدی بالاخره که مامانتو حسابی اذیت کردی ناز نازی یه ذره به من رحم کن وروجک. دوشنبه بعدازظهر بعد از مراسم عموم که از مکه اومده بود ...
4 تير 1392

هشتمین دندون

گل نازم جوونه زدن هشتمین دندونت مبارک . امیدوارم فعلا دندون 9 و بقیه در نیان تا شما یه مقدار استراحت کنی نازنینم.برای این دندونا کلی اذیت شدی درد داشتی. ...
23 خرداد 1392

خرداد92

سلام دردونه مامان بالاخره بعد از یه مدت تونستم بیام به وبت سر بزنم از بس شما شیطون شدی و مامان باید دنبالت باشه وقتی هم می خوابی منم از خستگی خوابم میبره.یه چندروزی هم نبودیم و برای تعطیلات رفته بودیم تهران.   اول از همه 11 ماهگیت مبارک نازنینم. باورم نمیشه به این زودی 11 ماه گذشت و کمتر از 1 ماه دیگه باید تولد یکسالگیت رو بگیرم،عشق مامان.   چند پانیه ای می ایستی و بدون کمک 2 تا 3 قدم برمیداری بعد می افتی رو زمین. کارایی وسایل رو میدونی و درست از اونها استفاده میکنی،با ناخنگیر ناخن میگیری یا میدونی گوشواره برای گوشه میبریش سمت گوشت،موهاتو شونه میکنی و کلی کار دیگه. چشم و بینی رو میشناسی وقتی بهت میگیم نشون میدی.امرو...
20 خرداد 1392

فرشته کوچولو 10 ماهه

درسای نازنینم روزها ی قشنگ با تو بودن تند تند سپری میشه و من آرزو دارم زمان متوقف بشه و این لحظات شیرینمون جاودانه شود عشق مامان ولی این محاله.من فقط میتونم این لحظات رو برای شما ثبت کنم و  بعد ها از این اتفاقات لذت ببریم.یکی از این اتفاقهای قشنگ بوس های ناز شماست که لبای کوچولوت رو میذاری رو صورت و فوت میکنی که با کمی آب دهان همراه ست.یک شب بین من و بابایی نشسته بودی ،بهت گفتم درسا بابا رو بوس کن ،بابارو بوس کردی بعد منو بوس کردی این حرکت رو چند بار تکرار کردی،یدونه بوس بابا یدونه بوس مامان.البته قبلا هم مدل دیگه ای بوس میکردی.میمیرم برای بوسهای آبدارت مامانی.   این روزا قاشق رو خودت دست میگیری تا غذا بخوری و نمیذاری ما بهت ...
7 خرداد 1392

آخه چی بگم به این وروجک

دلبر مامان عاشق فضولی کردناتم،تا هر جا میبینی در کمد یا کابینت حتی یه ذره بازه میری انگشت میندازی بقیه اش رو  هم باز میکنی تا کشف کنی مامان چی گذاشته توشون.بعد هم همه رو میریزی بیرون.   میمیرم برای رو پنجه رفتنت تا قدت برسه به اون بالا.   عاشق خوردن میوه های غیر مجازی مثل هندونه،کیوی،توت فرنگی،توت،خربزه و ... هر چی می خوام بهت ندم اینارو ولی نمیشه عصبانی میشی.                                             ...
29 ارديبهشت 1392